عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
276
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
انسان حامل حقيقت ذات أو / 116 - B / با جميع لوازم وعوارض كه وجه عبارت از آنست ؛ چنانچه فرمود : وَحَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا « 1 » « ظلومى » جهت أضافت هستى وانانيّت بخود كه بحقيقت از آن حقّ است ، و « جهولى » جهت نادانستن حقيقت آن انانيّت وغفلت از آن ، چه در هيچ مظهر انانيّت ظاهر نشود إلّا درو ، عصيان نتواند إلّا أو . واين مدحي است در صورت ذمّ دائر ميان نقصان وكمال أو تا خود را بشناسد وفحوا ومعنى من عرف نفسه فقد عرف ربّه « 2 » / 116 - A / باز جويد ، چه انسان از آن روى كه انسانست واحد حقيقي وحداني است كه هيچ اثنينيّت وتعدّد در انسانيّت أو نيست وهر گز منقسم نشود بانسانى ولا انساني ، يا بانسانى وانساني ديگر ! ، وهر چه ازو بر جوارح أو ظاهر شود در روح أو - كه أمّ الكتاب وغيب الغيوب اوست - كامنست بر وجهي كه از غايت لطافت صورت آن را ننمايد ، چه در أكثر أحوال از بيشتر معلومات خويش ذاهل باشيم با وجود آنكه دانيم كه در ما موجودند / 117 - B / وهر گاه أرادت ما متعلّق باحضار معنىاى شود آن معنى از حيز روح در مقام دل آيد كه لوح المحفوظ وجود ما است وصورتي معلوم گردد چنانك از صور ديگر ممتاز شود ، لكن كلّى باشد . بعد از آن در لوح
--> ( 1 ) . قسمتى است از مباركهء 72 أحزاب . ( 2 ) . سخنى است كه گاه آن را بصراحت از پيامبر أكرم ( ص ) دانستهاند وگاه آن را منسوب به آن حضرت ( ص ) شمردهاند : بنگريد : بحار الأنوار ج 2 ص 32 . در ج 61 ص 91 از همين موسوعه عظيم نيز آن را از رسالهء « الباب المفتوح إلى ما قيل في النفس والروح » تاليف شيخ فاضل علي بن يونس عاملي نقل واز كلام « العالم الرّباني الّذي أوجب اللّه حقه » دانسته است . در ص 99 از همين مجلّد وص 293 از ج 69 نيز نقل وتصريح شده است كه حديثي است نبوي . در ج 95 ص 456 هم از صحيفهء چهارم ( صحيفهء معرفت ) از صحف إدريس - عليه وعلى نبينا وآله السّلام - حكايت شده است . نيز بنگريد : عوالي اللئالي ج 4 ص 102 . مصابيح الأنوار ج 1 ص 204 شمارهء 30 . خوارزمي نيز آن را سخنى از حضرت أمير ( س ) دانسته است . بنگريد : المناقب ص 375 شمارهء 395 . لازم بذكر است كه اين روايت در كتب أربعة مذكور نيست . نيز بنگريد : كشف الخفاء ج 2 ص 362 . الأسرار المرفوعة 351 . الحاوي للفتاوي ج 2 ص 412 . سيوطى در ذيل همين حديث مىنويسد : « قال النووي : غير ثابت ، وقال ابن السّمعاني : هو كلام يحيى بن معاذ الرّازي » بنگريد : الدّرر المنتثرة ص 152 . شيخ أكبر ( ره ) نيز در « الرّسالة الوجوديّة » كه براي گزارش همين حديث آن را پرداخته تصريح كرده است كه اين حديث از نبويات است . بنگريد : الرّسالة الوجودية ص 2 .